تبليغاتX
مهرداد ، پیدای ناپیدا
پیدا شدم،پیدای نا پیدا شدم .شیدا شدم. من او بدم من او شدم.با او بدم بی او شدم.از عشق او چون او شدم.
 

سلام.
حال همه ما خوب است
ملالی نیست
جز گمشدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند.
با این همه... عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی میگذرم
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
نه این دل ناماندگار بی درمان.
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خوابهای ما سال پربارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پرازهوای تازه باز نیامدن است
٬اما تو لااقل حتی هر وحله گاهی هرازگاهی
ببین انعکاس تبسم رویاشبیه شمایل شقایق نیست.
راستی خبرت بدهم خواب دیدم
خانه ای خریدم
بی پرده
بی پنجره
بی در
بی دیوار
هی بخند...

mehrdad zamiri 
Blackmz Blackmz Blackmz Blackmz
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 5:55 قبل از ظهر  توسط مهرداد | 

 

این دیگه فکر نداره! وقتی می شنوی می گم:
تو برو باهام نمون حتی اسممو نیار
اگه یک شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون
که تمام فکر من پیش تو بود
مثل تو تو زندگیم هیچکی نبود
می دونی حرفی ندارم اگه زمزمه هامون شده یخ تو دلامون
می دونی جایی ندارم جز امشب زیر بارون برم پیش خدامون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 6:8 قبل از ظهر  توسط مهرداد | 

 

چون است حال بستان، ای باد نو بهاری          کز بلبلان برآمد فریاد بی قراری

گل نسبتی ندارد باروی دل فریبت                   تو در میان گل ها چون گل میان خاری

ای گنج نوشدارو، بر خستگان گذر کن           مرهم به دست و مارا مجروح می گذاری

عمری دگر بباید بعد از وفات مارا                کین عمر طی نمودیم، اندر امیدواری

سعدی شیرازی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 3:21 قبل از ظهر  توسط مهرداد | 

 

 هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفائل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت
یک غزل آمد که حالم را گرفت
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 5:57 قبل از ظهر  توسط مهرداد | 

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسید: چه اوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلوتر میرفتم خوشه های پر پشت تری می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین تا انتهای گندم زار رفتم. استاد گفت: عشق یعنی همین .

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.irخدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 2:23 قبل از ظهر  توسط مهرداد | 

گاهي اين دنيا مثل ما .................با خودش مسئله داره
ميون زمين و آفتاب ..................ابر تيرگي مياره
رنگ دريا بر مي گرده .............از هواي تلخ و تيره
همه چلچله ها رو..................... وحشت خزورن مي گيره
گل من گلايه کم کن .................. تب غصه ابدي نيست
بزار آسمون بباره .................... گريه هم چيز بدي نيست

گم مي شه روي لب گل ............. رنگ آفتابي خنده
پر مي شه زمين غربت ............. از تهاجم پرنده
اما ؛ اما تو مي دوني ................. پشت اين بارون يک ريز
روز خوش رنگي دنياست .......... نوبت بدرود پاييز

بذار آسمون بباره .................... گريه هم چيز بدي نيست
ما هنوزم مثل آفتاب ................. شب فروز و سايه سوزيم
روشنايي با دل ماست ............. چه بسوزيم چه نسوزيم
نون و آب اين زمينم ............... اگه خون جگر ماست
غم نخور که قصه ما .............. حرف عاشقاي فرداست



+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط مهرداد | 
 

                                                 violon شاهین خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط مهرداد | 

عشق یه زندانه.یه زندان البته از طلا .هرکی عاشق میشه یه زندانیه اما در عین حال ثروتمند ترین انسان روی زمینه.

عشق مثل یه سنگ کوچیکه.خیلی راحت میتونی همه جا پیداش کنی .اما وقتی به دلهایی میافته که مثل دریا میمونن حتی ساعتها اثر موجهاش توی دریای دل ما میمونه.

پس بیاین عاشق هم باشیم و توی زندان عشق ثروتمندترین باشیم و آثار قشنگی توی دلهامون بذاریم که هیچوقت یادمون نره! 

امید وارم همیشه دلهایی آبی داشته باشید که با جوهر عشق سرخ میشوند.
(مهرداد ضمیری)

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 5:10 بعد از ظهر  توسط مهرداد | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
My name is Mehrdad(70\07\07),living in Andishe.I love Guitar and Guitarists!And I love Love and Lovers.Thank u when u come to this weblog you make me so glad.Remember me
هیچ کس اشکی برای ما نریخت
هر که با ما بود از ما می گریخت
چند روزی هست حالم دیدنیست
حال من از این و آن پرسیدنیست
گاه بر روی زمین زل می زنم
گاه بر حافظ تفائل می زنم
حافظ دیوانه فالم را گرفت یک
غزل آمد که حالم را گرفت
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم ...


پیوندهای روزانه
طراح لوگو ایمیل
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
پیوندها
اندوه پرست
کونگفو بست فایت
مالاگوئنا
سنجاقک
خواب در بیداری
×خورشید خاموش×
پیچه
فدراسیون کونگ فو جمهوری اسلامی ایران
خبرگزاری ایرنا
خبرگزاری ایسنا
فدراسیون هنرهای رزمی
فدراسیون فوتبال
دوست یابی داخلی
فدراسیون تکواندو
حرفای دل
عشق من
غزل زندگی
ساغر
یک شاخه گل
شوالیه سیاه
نامه های خط خطی
روزهای من
دختر آتیش پاره
من برای تو می نویسم عزیزم... (مونا)
قطرات باران
جستجوگر دهیو
سپیده
تراوشات یک دل
دینه(دیوانه)
غزل بی غزل منم!
||| Bia2BND |||
ترجمه آهنگهای خارجی
تقريبا هنري
زن. زیبایی .تنهایی.غرور.....
تک ستاره
سارینا
پرنسس
khanumgol
پرحرفیهای بی دردسر
گل شکسته
لیلا
تنهایی
×××(خپل)×××
آسمون تنها
دل شکستگان
Persian Girl
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

داغ کن - کلوب دات کام